نکته ....
۱ / جبران یه تاخیر تقریبا نیم ساله با یه پست نسبتا طولانی تر...
۲ / من وقت اطلاع رسانی ندارم تا بعد از امتحانا ... ( معذرت . برای پیش بینی احتمالی ِ دوستانی که گله مند میشن )
۳ /
ترسیدم
این یه امانتی ...
دستت چی شده . باز پشه ؟!
برید ...
امضا . . . !
۴ / اینجا فقط در مورد " شعر . هوا . سبز " آزادیم ...
پس از دوستانی که تائید نمی شن شرمنده ...
۵ / همه چیز قبلا کشف شده؛من فقط تعمیم می دهم ... تاسف نخور ، سوت بزن ...
۶/ ...
۷ / س ل ا م
///
یه بنده خدائی می گفت ؛
یه پیکان گوجه ای ِ کف خواب ِ چراغ بنزی داره ؛که بچه های قد و نیم قد شو سوارش می کنه
اونا هم از سرو کول هم بالا می رن و یکی شون لپاش آویزون می شه ...
که بستنی می خوام ... می خوااااااااااااام ... می خوااااااااااااام ... می خوام .
بقیه م دنبالش هوار می زنن ... نونی بستنی . هی ... نونی بستنی ... نونی بستنی ... هی (!)
بعد مامانه می ره تو لک ... با یه لنگ درب و داغون صورتش و پاک می کنه ...
" قند عسلا ، جم و جور بشینید خانم سوار شن ...
بعدشم بستنی "
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
. . .
جهان کرم خورده ای گران قیمت
که از نگاه مبهمش شدی پولی
کسی چه می رسد به ذهن معیوبش
تو بین حفره های چرک می لولی
یه بنده خدائی که پیکان آلبالوئی داره
هر بار مجبوره از خودش تیز تربشه ...
* * *
چقدر فکر می کند به قصه های " یک نفر "
به بچه گانه خر شدن . " لباس های پشت در "
به اختلال دیشبش ... " بلورهای تک شده "
به پاکی ِ کرا یه ای ... و پرده های لک شده
به صورتی کبود تر و اشتراک مخفی اش
"فضای مضحک اتاق و پنکه های سقفی اش "
به یک خدا که کنده شد و ریخت از شعور ِ او
سقوط با نهایتش به خلسه ی نمورِ او
.
.
.
.
.
.
که بد شدی خدا از این غرور ِ ترش لعنتی
و سخت می رسد به تو اشاره های پاکتی
هجوم تنگ ِ درد را غلیظ تر بلیس . او $
که دختری ضعیف را،درون خود بخیس . او $
خلاصه می شود تنش به سبزه ای مریض تر
و لای حجمِ مختصر به شیوه ای عریض تر $
بپیچ ... با صدای او زمان پر از دقیقه است
صدای دختری که در سکوت ٬ بی سلیقه است !
.
.
.
.
.
.
عمیق می رسد به خود شکافهای پنجه اش
شروع می شود کسی از انتهای گنجه اش
شبیه وزوزی که تا ؛ به جای او سلام شد
عبور دستِ " یک نفر " ... تمام شد ...
تمام شد ...
...
و صاف گریه می کند به بغض های سورمه ای ...